فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
45
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
اين حال خنكى آن موجب تسكين همگان گشت زيرا پيش از آن از شدت گرما به حال مرگ افتاده بوديم . هر لحظه در آب دريا چين و شكنى پديد مىشد تا آنكه در ساعت يازده ، باد جنوبى بطور محسوسى كشتى را به جلو برد و كشتيبان راه شمال و شمالشرقى را در پيش گرفت . با اينكه باد بسيار ضعيف بود ، چون از پشت كشتى مىوزيد عصر هنگام جزيرهء لس راتون را پشت سر گذاشتيم و شامگاه ، با شادى تمام ، دماغهء رأس المسندام را كه در ساحل عربستان و مدخل خليج فارس است در ديدرس خويش يافتيم . در فاصلهء كوريا موريا تا اين مكان ، دماغههاى رأس المسندام و رأس القوه پستترين قسمت ساحل دريا را تشكيل مىدهند . صبحدم از فاصلهاى زياد در سمت راست خود ، ساحل موغستان را كه معمولا بغلط - ساحل ايران مىنامند مشاهده كرده بوديم درحالىكه قلههاى مرتفع كوههاى آن نيز به زحمت ديده مىشد اما عصر هنگام ، از فاصلهء شش فرسنگى بوضوح آن را مشاهده كرديم . شب هنگام كه كشتى ما بسوى شمال شرقى در حركت بود بار ديگر باد جنوبى وزيدن گرفت به قسمى كه سراسر بقاياى شب از بادى بسيار مساعد كه در سراسر سفر نصيبمان نشده بود برخوردار بوديم . [ جزيره هرمز ] پگاه روز بيست و نهم ( دوم ربيع الثانى 1026 ه ق ) از فاصلهاى نزديك سه فرسنگ ، جزيرهء لارك و در پشت آن زمين مرتفع جزيرهء بزرگ قشم را مشاهده كرديم . از آنجا كه اين جزيره بسيار بزرگتر از جزيرهء هرمز است و دماغهء آن در دست راست واقع شده و تقريبا جزيرهء هرمز را مىپوشاند ، چيزى از هرمز در ديدرس ما نبود تا آنكه در ساعت نه كه جزيرهء لارك را حداقل يك فرسنگ در دست چپ قرار داديم از فاصلهء تقريبا سه فرسنگى كوههاى نمكى جزيره ، ساحل مقابل بندر آن و شهر و قلعهء هرمز را مشاهده كرديم . پيش از آنكه جزيرهء لارك از نظرمان ناپديد گردد نخستين چيزى كه در ديدرس ما قرار گرفت چاههاى مشهور تورونباك « 42 » بود . ساعت ده
--> ( 42 ) Turunbaque